
تمام حقوق این وبلاگ متعلق به کلینیک مددکاری اجتماعی بهار می باشد
آرشيو
تماس با من
آرشيو وبلاگ
بهمن 1388
خرداد 1386
اسفند 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
لينک ها
مددکاری (مهدی فلاحی)
دانشجوی مددکاری
اشکها و لبخندها (مینا آروانه)
مجتمع فرهنگی مذهبی ورزشی امام علی (ع)
سازمان بهزیستی کشور
دهه فجر بر فجر آفرینان مبارک
همه ما امیدواریم و تلاش می کنیم تا بتوانیم زندگی نو و سراسر شادی را به خودمان : به هموطنانمان : به دنیا و به نسل آینده مان عرضه کنیم.
پس::
همه با هم یکصدا
به پیش به پیش به پیش
چهارشنبه چهاردهم بهمن 1388-12:6 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته


بازکردن دکمه های کت: افرادی که باشما بی ريا وصميمی هستند غالباٌ دکمه های کت خود را باز کرده يا حتی آنرا از تن در می آورند اما در يک مذاکره رسمی اينچنين نيست . در اين شرايط افراد زمانی کت خود را در می آورند که امکان دسترسی به توافق وجود داشته باشد , به عبارت ديگر هرقدر هوای اطاق گرم باشد اگر طرفين احساس دسترسی بهتوافق را نداشته باشند کتشان را در نمی آورند.
انداختن پاروی پا: در هنگام مذاکرات هر گاه يکی از طرفين يا هر دو ی آنها پاهای خودرا روی هم می اندازند نشانه اين است که وارد مرحله جديدی از مذاکره می شويد , مرحله ايی که امکان تفاهم کمرنگ می شود . اگر انداختن پا روی پای ديگر با گذاشتن دستها در زير بغل بصورت ضربدر همراه باشد اوضاع وخيم تر است و بايد يک فکر جدی برای تغيير وضعيت انجام دهيد تا طرف مقابل از حالت تدافعی خارج شود.
کشيدن دست به چانه : اين علامتی از زبان رفتار است که در هنگام تصميم گيری بکار می رود. کشيدن دست به روی چانه معمولا" با حالتی از چهره همراه است که در آن چشم ها کمی جمع می شود. افرادی ديگر ممکن است در اين حالت لب بالايی را لمس کنند وآنرا بکشند و بعضی مردها با سبيل يا ريش خود بازی کنند که همگی دليل بر تعمق و ارزيابی است. در بازی شطرنج نيز افرادی که قرار است حرکت بعدی را انجام دهند در بسياری از موارد چنين اشاره ايی را از خود نشان می دهند که پس از تصميم گيری متوقف می شود .
برداشتن عينک: برداشتن آهسته عينک جهت تميز کردن آن در شرايطی که نيازی به اين عمل نيست اشاره تعويقی است, اين عمل در طی يک مذاکره ممکن است چندين بار انجام بگيرد. در چنين حالتی شخص می خواهد با طفره رفتن از پاسخ يک سؤال يا ايجاد تاخير در پاسخ مطالبی را در ذهن خود بررسی کرده وموقعيت خود را مرور نمايد. در هر حال اين افراد می خواهند زمانی رابرای پرسش يا پاسخخود در اختيار بگيرند. اشاره مشابه ديگر می تواند برداشتن عينک در کنار دهان باشد.
دست زدن به بينی: اين علامت رفتاري ويا ماليدن با انگشت اشاره نشانه شك وترديد در مورد مطالب گفته شده در يك گفتگـــو يا مذاكره ميباشد؛ به ويژه اگر اين اشاره همراه با متمايل شدن شخص به انتهاي صندلي باشد. اما مراقب باشيد كه اين اشاره را با كسي كه بيني خود را مي خاراند اشتباه نكنيد. اشاره ديگري در اين زمينه ماليدن پشت گوش يا كنـار آن است كه حاكي از شك وترديد در ارائه يك پاسخ يا سبك وسنگين كردن آن است. در بسياري از مواقع پس از اين عمل دست به سمت چشم رفته وعمـل ماليـدن چشـم انجام مي شود.
ضرب گـرفتـن روي مـيـز: كسي كه با ريتمي يكنواخـت وكسل كننده به روي ميز ضرب ميزند مي خواهد احساس بي قراري خود را بيان كند.اشارات مشابه ديگـر مي تواند اين با شد كه فرد مرتباٌ دكمه خودكار خود را بالا وپايين مي زند ويا باپاشنه پا به زمين ضربه ميزنـد. پيام مستقيم اين اشارات براي شما اين است كه بايد دريابيد كه حرفهايتان كسل كننده يا بي روح است ويا اينكه براي طرف مقابل تازگـي نــــدارد.
قراردادن مچ يك پا به روي مچ پاي ديگر: اين اشاره اشاره ايست كه در مواقع بسياري بروز مي كند. مثلا”در جلسات دوستانه يا رسمي كه شخص تحت فشار رواني ؛ تنش يا استرس قرار گرفته است. مهمانداران هواپيما در اين زمينه تجربيات مفيدي دارند ،آنها به راحتي مي تواننـد افرادي كه از مسافرت با هواپيما مي ترسند را تشخيص دهنـد زيرا اين افراد با پاهاي گره خورده وقراردادن يك مچ به روي مچ ديگر مي نشينند به خصوص در هنگـام برخواستن هواپيما. همچنين بسياري از افراد در موقعيت هاي تنش زا مانند شركت در مصاحبه يا آزموني براي استخدام ،مچ پاهاي خود راروي هم مي اندازند. اصولاّ علائم زبان رفتار بيشتر با يكديگر ودر يك مجموعـه ظـاهر مي شوند وبه همين ترتيب بايد با هـم تعبير شونـد.به عنوان مثال اگرفرد مقابل شمـا پايش را از روي پا بردارد و كمـي به طرف شما خم شود شما مي توانيد نتيجه بگيريد كه وي به سخنان شما علاقمند است و مايل است بيشتر بداند. پس توجه به زبان رفتار را در خود تقويت كنيد وهمواره در هنگـام مواجـه شدن با واكنش منفي از طرف مقابل در صدد متعادل كـردن اوضــاع برآييد. در اين مواقع بهتر است به جـاي ايـنكه شـيوه قـبلي خود را ادامه دهيد و بر آن اصــرار ورزيد سياست جديدي را در پيش گيريد،چراكه اگر فردي از رفتار يا گفتار شما ناراحت يا عصباني باشد علائم رفتاري او پيشاپيش اين موضوع را به شما هشدار مي دهند
علائم منفـي زبـان رفتـار:
--- نوك پاهـا در جهت مخالـف شماست يا به سمت درب خـروجي است
--- تمـاس چشمـي محدود
--- تكان دادن سريع سـر به جهـت تائيـــد
--- لمس كردن و ماليدن پشـت گـردن
--- نگـاه كردن به سقـف وآسمـان
--- چرخـيدن به دور واطــراف و سـاير اشـاراتي كه در بــالا به آنهــا اشاره شد.
سخـن آخـر :
سخن آخر اينكه بدانيد بهترين شيوهً قرار گرفتن در كنار هم با زاويه نود درجه است نه مستقيم در روبروي هم و به همين لحاظ بهترين ميـز براي مذاكـره يك ميز گـرد است نه ميز چهـارگوش. هنگامي به سخنان ديگران گوش مي دهيد با كمي خم شدن به جلـو در صندلي، به طرف مقابل نشان دهيد كه به سخنانش توجه داريد وعلاقمنديد ولي مراقب باشيد كه در اين كار افراط نكنيد و بيش از هفتاد وپنج درجه خم نشويد-چون با اين كار طرف مقابل را در تنگنا قرار ميدهيد و بعيد نيست كه وي به شكل تدافعي دست ها را زير بغل قرار دهد .تماس چشمي خود را بطور مناسب با گوينده حفظ كنيد. افراط در تماس چشمي موجب اعمال فشار به طرف مقابل و كاهش آن نمايانگر عدم اعتماد به سخنان او يا عدم تمايل به شنيدن بقيه آنهاست.
چهارشنبه بیست و سوم خرداد 1386-17:30 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته

پويـايـي گــروه
گروه چيست : عبارت است از دو يا چند نفر كه به هم وابسته اند و با تعامل اجتماعي , بر يكديگر تاثير مي گذارند .
پويايي گروه : رشته اي تحقيقاتي كه هدفش پيشبرد دانش انسان در مورد گروه ها , قوانين تكوين و تحول آنها و روابط متقابل گروهها با افراد, ديگر گروه ها و موسسات بزرگ است . پويايي گروه مشتي شعار در مورد نحوه سازماندهي گروه ها نيست – مثلا بر جزيياتي چون مشاركت يكسان اعضاي گروه ، رهبر دموكراتيك و سطح بالاي رضايت اعضاي گروه تاكيد ندارد .بلكه پويايي گروه ، تحليل علمي جنبه هاي مختلف گروه از طريق نظريه سازي و آزمون دقيق اين نظريه ها از طريق تحقيقات تجربي است .
كورت لوين ، بنيانگذار پويايي گروه معتقد است كه هر گروهي كه بوجود مي آيد به نظام متحد و منسجم و متحدي تبديل مي شود كه ويژگي هاي نوخاسته اي دارد و نمي توان آن را با بررسي اجزايش شناخت . لوين در مورد گروه ها از اين ضرب المثل گشتالتي استفاده مي كرد كه )) كل بيش از اجزايش است )) .
سه مولفه ي اصلي ساختاري گروه ها عبارتند از : هنجارها , نقش ها و روابــط
هنجـــارها :
ملاك ها و معيارهاي در حال تكوين و مورد توافقي هستند كه رفتارهاي گروه را تنظيم مي كنند . هنجارها تا حدودي اعضاي گروه را محدود مي كنند ولي اعضاي گروه از نظم حاصل از هنجارها سود مي برند. هنجارها بر دو دسته اند : هنجارهاي دستوري و هنجارهاي توصيفي . كساني كه از هنجارهاي دستوري تخطي كنند مجازات مي شوند اما كساني كه از هنجارهاي توصيفي تخطي مي كنند به عنوان آدم هايي عجيب و نامتوازن قلمداد مي گردند .
نقش ها :
از زمان آغاز گروه بر اساس تقسيم مسوليت ها و عوامل شخصيتي ، نقش ها شكل مي گيرند . گروه هايي كه با مشكلات و مسايل بيشتري روبرو است سريع تر نقش ها را سازماندهي مي كند . گروه براي بقاي خود نياز به دو هدف خود بايد پاسخ دهد : گروه بايد تكاليفش را انجام دهد و روابط ميان اعضايش را حفظ كند . نقش ها به سه دسته كلي تقسيم مي شوند : نقش هاي تكليفي , نقش هاي اجتماعي ـ هيجاني و نقش هاي خودخاهانه .
نقش هاي تكليفي : به رفتارهاي هدفمند و تكليف مدار اعضاي گروه گفته مي شود . اين نقش ها با تكليف مداري و اجبار در مسوليت همراه است و اهداف گروه را دنبال مي كند . هــماهنگ كننده (رهبر)،توضيح دهنده ،انرژي بخش ، ارزياب/منتقد ، جستجوگر اطلاعات ، اطلاع گيرنده و نظر دهنده از اين دسته نقش هايند .
نقش هاي اجتماعي ـ هيجاني : در كنار تكاليفي كه گروه به عهده اعضايش مي گذارد روابط صميمانه نيز بايستي مد نظر گرفته شود تا نيازهاي ميان فردي و هيجاني اعضايش پوشش داده شود و هبستگي گروه بر اساس آن استوار بماند . سازشگر, مشوق , مطيع , هماهنگ كننده و … نيز از اين دسته نقش هايند .
نقشهاي خودخواهانه : هميشه در گروه ها كساني هستند كه با اهداف گروه هماهنگي نداشته و در پي بر هم زدن نظم موجود گروه هستند . تمارض كنندگان ، پرخاشگران ، سلطه گران ، توجه طلبان ، خوش گذرانان و … در اين دسته جا مي گيــرند .
فشار نقش : بعضي از نقش ها پيچيده تر از بعضي ديگرند . بعضي از اعضاي گروه فقط يك نقش دارند و بعضي ، نقش هاي متعدد. كساني كه نقش هاي پيچيده را بازي مي كنند معمولا پايگاه بالاتري دارند . اما همين نقش هاي پيچيده مي توانند فشار رواني زيادي بر فرد مورد نظر وارد آورند خصوصا وقتي رفتارهايي كه در آن نقش بايد انجام بدهند به خوبي مشخص نباشند يا با هم تعارض داشته باشند . كارايي فرد و گروه در فشارهاي ناشي از ابهام نقش و تعارض نقش دستخوش افت مي شود .
روابط بين اعضاي گروه :
هنجارها و نقش ها اگرچه نوع رفتار هاي اعضاي گروه را تععين مي كنند ولي روابط ميان اعضاي گروه را مشخص نمي كنند . اينكه چه كسي مي تواند به عنوان رهبر انتخاب شود، چه كساني محبوبيت بيشتري دارند و چه كساني دستورات را اجرا مي كنند به روابط درون گروهي باز مي گردد . متفاوت بودن سلطه ها ، حرمت ها و ميزان اعتبار و ميزان كنترل , روابط پايگاهي يا روابط اقتــداري درون گروهي را رقم خواهند زد .
روابط پايگاهي {روابط اقتداري : محصول توزيع قدرت يا اعتبار در گروه يا زنجيره دستورات يا سلسله مراتب سلطه اند . البته تفاوت هاي پايگاهي با برابري اعضاي گروه مغايرت دارد اما در جامعه كوچكي به نام گروه برابري يك استثنا و نابرابري يك اصل است . سلسله مراتب قدرت , اختلاف و نزاع را در گروه محدود كرده و شانس بقاي گروه را افزايش مي دهد . انسان ها براي نشان دادن برتري خود, رفتارهاي غير كلامي تسلط و برتري را در گروه نشان مي دهند . محكم دست دادن ، جدي نگاه كردن ، وقار و قيافه گرفتن ، لباس مرتب پوشيدن و ... از نشانه هاي غير كلامي برتري محسوب مي شوند . تصورات قالبي معمولا سبب مي شود كه گروه مردان را بيش از زنان و مسن تران را بيش از جوانان در جايگاه هاي بالاتر ببيند .
شبكه هاي ارتباطي :
شبكه هاي ارتباطي به الگوهاي معمول تبادل اطلاعات بين اعضاي گروه گفته مي شود . اين شبكه هاي ارتباطي ممكن است به طور تعمدي يا در گذر مراحل به وجود آمدن گروه شكل بگيرند. در هر حال اين شبكه هاي ارتباطي شكل خواهند گرفت . به بيان ديگر شبكه هاي ارتباطي به الگوهاي ارتباطي خاصي گفته مي شود كه تعيين مي كند چه كسي در گروه بيش از همه با ديگران صحبت مي كند و با چه كساني صحبت خواهد كرد (چرخي، Y شكل ، زنجيري، دايره اي).
در شبكه چرخي يك نفر در گروه با تمام اعضاي گروه ارتباط دارد اما ديگران فقط با او ارتباط دارند كه در مركز قرار دارد. در شبكه زنجيري ، اطلاعات به صورت زنجيره اي منتقل مي شود. در اين شبكه فرد فقط با يك نفر در ارتباط مي باشد . در شبكه Y شكل ، فقط يك نفر وجود دارد كه مي تواند با بيش از يك نفر ارتباط داشته باشد و در شبكه ي دايره اي ، تمام اعضاي گروه مي توانند با هم ارتباط داشته باشند .
شبكه ها ي چرخي و Y شكل شبكه متمركز و شبكه هاي زنجيري و دايره اي غير متمركز مي باشند . بررسي هاي اوليه نشان مي داد كه شبكه هاي متمركز كارآمد تر از شبكه هاي غير متمركز است ولي اين در صورتي بود كه هدف و تكليف مورد نظر ســاده و معمولي بوده باشند و در هنگامي كه با تكليف هاي پيچيده سرو كار داريم بهتر از ساختار هاي غير متمركز بهره ببريم . علت اين امر اشباع اطلاعاتي فرد مركزي و پايين آمدن توانايي او در پردازش داده هاي زياد مي باشد .
معمولا در شبكه هاي متمركز اعضا مركزي بيشترين رضايت از وضعيت و به نسبت دور شدن از مركز كمترين ميزان رضايت ديده مي شود . در شبكه هاي غير متمركز تمامي افراد از جايگاه خود راضي و روابط ميان گروهي ايشان خوب خواهد بود . همچنين در شبكه هاي سلسله مراتبي (متمركز) مسير انتقال اطلاعات به طور كلي نزولي است تا صعودي و اطلاعاتي كه به طور صعودي ارسال مي شوند به نحو غير واقع بينانه اي مثبت اند .
عملكرد گروه
آيا وقتي كه ما در حضور ديگران هستيم كارها را بهتر انجام مي دهيم ؟
آيا استعداد ها و توانمندي هاي ما در جمع بيشتر ظهور مي كنند ؟
آيا افراد در گروه ها به دليل اينكه ديگران از تمام نيرويشان استفاده نمي كنند از زير بار مسوليت شانه خالي مي كنند ؟
تحقيقات نشان مي دهد كه افراد در حضور ديگران در اموري كه بدانها تسلط دارند راندمان بهتري دارند اما در كارهايي كه بر انها تسلط ندارند عملكردشان تضعيف مي شود . به اين بالا رفتن كارايي اصطلاحا تسهيل اجتماعي مي گويند . حضور ديگران تحريك كننده است اما همين تحريك براي فردي كه به كاري تسلط ندارد موجبات دستپاچگي و اضطراب مي شود .
به همين دليل لازم است تا اموري كه اعضاي گروه به آنها اشراف ندارند را تكي انجام دهند .
تنوع مهارت اعضاي گروه : تنوع مهارت در بعضي از كارها مانند يك تيم تحقيقاتي مفيد است اما در گروه هايي كه اعضاي غير ماهر دارند عدم يكدستي اعضا باعث اتلاف زمان و منابع مالي مي شود . تجانس در گروه بر دو شكل است : تجانس در سطح فرهنگ و چارچوب و تجانس تعادل رواني . عملكرد گروه هايي كه شخصيت هاي مشابهي دارند بهتر از عملكرد گروه هايي است كه اعضاي آنها شخصيت هاي نامتشابهي دارند. گروه هاي متنوع با تغييرات شرايط بهتر كنار مي آيند چون استعداد ها و صفات متنوع اعضاي آنها ، انعطاف پذيري گروه را افزايش مي دهد. در عين حال تنوع به گروه ها كمك مي نمايد راه حل هاي مختلفي براي مسايل پيدا كنند و خلاقيت و نوآوري آنها افزايش يابد. اما گروه هاي متنوع فاقد انسجام هستند چون اعضاي آنها شباهتي بين خودشان و ديگران نمي بينند . معمولن عملكرد گروه بهتر از ماهرترين فرد در ان زمينه است .
مردان و زنان در گروه هــا: عملكرد مردان در گروه هاي تكليف مدار بهتر است و عملكرد زن ها در گروه هاي تعامل گرا . مردان سبك تعاملي تكليف مدار دارند و زنها سبك تعامل ميان فردي. در نتيجه عملكرد مردها ، وقتي موفقيت به فعاليت شديد تكليفي اعضاي گروه بستگي دارد بهتر است و عملكرد زنها وقتي موفقيت گروه به فعاليت شديد اجتماعي بستگي دارد. گروه هايي كه در آنها زنان و مردان تواما با هم كار مي كنند عملكرد ضعيف تري از گروه هاي متجانس دارند . هر چند وجود يك زن در گروه هاي مردانه از گرايش مردان به رقابت مي كاست و باعث مي شود مثل يك تيم عمل كنند . گروه هاي صرفن زنانه معمولن متحد تر از گروه هاي صرفن مردانه است .
اصول تغيير رفتار عضو :
# هم كساني كه قرار است تغيير يابند و هم كساني كه قرار است نفوذ خويش را براي ايجاد تغيير، به كار برند، در هر دو دسته احساس قوي در مورد تعلق به گروه وجود داشته باشد . (ايجاد تعلق مقدم بر امر تغيير مي باشد)
# كشش و جذابيت گروه بزرگتر و قوي تر از رنج و زحمت تغيير باشد .
# اعضاي گروه در قبول انديشه ي لزوم تغيير ، سهيم باشند .
# اطلاعات مربوط به لزوم تغيير ، طرح هاي تغيير و نتايج وپيامدهاي تغيير ، تمامي با افراد مربوط ، در ميان گذاشته شود
# گروه آن چنان فرصت و موقعيتي را براي فرد بوجود آورد كه وي بدون ترس از هرگونه تهديد و يا تنبيهي ، رفتار مورد نظر را در بوته ي آزمايش و تمرين قرار دهد .
توصيه هاي كاربردي در تشكـــيـل و انسجــام گروه ها :
- جذب و ماندن افراد در گروه ها به دو عامل بستگي دارد : ارزيابي و تعهد . ارزيابي تا حد زيادي محصول بررسي نسبت پاداش ها به هزينه هاست ـ يعني هر چه اين نسبت بزرگ تر باشد ارزيابي نهايي مثبت تر است.هر چه منافع افراد بيشتر لحاظ شود ماندگاري اعضا و رضايتشان بيشتر است . تعهد هم به تداوم رابطه فرد و گروه بستگي دارد . فردي به گروه تعهد دارد كه رابطه اش را با گروه براي مدتي نسبتا طولاني حفظ كند.
- انسان ها دوست دارند در كنار كساني باشند كه شبيه به خودشان هستند يا مكمل ايشانند . بنابراين اصل ، در ابتداي شروع گروه ها تجانس بسيار مهم است .
- زن ها عضويت در گروه هاي كوچك تر ، غير رسمي و صميمي را ترجيح مي دهند و مردها دنبال گروه هاي رسمي تر و تكليف مدارند . مردها به گروه هاي هدف مدار و رقابت جو مي پيوندند كه در انها بتوانند به پايگاه رفيعي برسند و زنها كه دنبال روابط صميمي هستند بيشتر احتمال دارد به گروه هاي كوچك و حمايتگر ملحق شوند .
- تمايل عمومي بر اين است كه افرادي كه بيشتر در جمع صحبت مي كنند را به رهبري انتخاب كنند ، ممكن است صحبت هاي يك فرد بي مضمون و بي ربط هم باشد اما تاثيري در اين ميل اعضا به پذيرش اينگونه افراد نمي كند . اين اشتباهيست كه معمولن در انتخاب رهبر گروه پيش مي آيد .
- افرادي كه زحمت بيشتري براي پيوستن به گروه مي كشند و در فعاليت ها مشاركت بيشتري دارند معمولن به گروه متعهد تر مي مانند . براي نيل به تعهد بيشتر اعضا مهم است كه به فراخور امكانات و ظرفيت افراد انها را در كارها شركت دهيد .
- به لحاظ روان شناسي گروه جايگزين نياز اوليه انسان به خانواده است، بنابراين افراد انتظارات نسبتن مشابهي از گروه به عنوان خانواده دارند . به همان ميزان كه اهداف گروه حس مفيد بودن را برطرف مي كند ، روابط صميمي هم نياز به پيوندجويي و محبت را در افراد گروه در بر مي گيرد . لازم است كه گروه براي روابط ميان گروهي به همان ميزان هدف گذاري براي گروه ، زمان صرف اين جنبه ي مهم حيات گروه نمايد . رابطه گرايي در گروه هايي كه همگي يا قسمت عمده اي از آنها را زن ها تشكيل مي دهند جدي تر است .
- دو شيوه رهبري وجود دارد : رهبري تكليف گرا و رهبري رابطه گرا . هيچ كدام از دو شيوه ي فوق برتري ذاتي به ديگري ندارد . اما كاربرد آنها در زمان هاي مختلف رشد گروه متفاوت است . در ابتداي شكل گيري گروه و در مواقع بحران شيوه رهبري تكليف مدار بهتر از شيوه ي رهبري تكليف گرا جواب مي دهد و در مواقعي كه گروه در ثبات به سر مي برد ، رهبري تكليف مدار عملكرد بهتري دارد .
- ثبات در گروه يكي از مهمترين اركان ماندگاري اعضا مي باشد ، گروه ها به تدريج و در نتيجه تعامل افراد باا كساني تشكيل مي شود كه تقريبن تغييري نمي كنند و روز به روز بر ميزان اين تعاملات افزوده مي شود . تكرار تعاملات حس گروه بودن ايجاد مي كند .
- تعداد بيشتر اعضا در گروه لزومن به معني كارايي بيشتر آن نيست . آزمايشي نشان داد كه فرد اول در آزمايش مورد نظر به امتياز 100 دست پيدا كرد هنگامي كه دو نفر شدند بر خلاف انتظار به نتيجه ي 200 نرسيد بلكه حدودن 186 امتياز به دست آورد و هنگامي كه سه نفر شدند به عوض امتياز 300 ، فقط 255 امتياز آوردند و در نهايت يك گروه هشت نفري تنها به امتياز 390 رسيد .بر همين اساس براي تصمياتي كه داراي يك راه حل است گروه 3 نفري ، براي تصميماتي كه بيش از يك راه حل دارد گروه 5 الي 7 نفري ، براي رسيدن به نتيجه در مبادلات افكاري كه بسيار متغيرند گروه 12 نفري را پيشنهاد داده اند . بهتر است گروه ها بيشتر از 15 نفر نباشند و در صورت بيشتر شدن اعضايشان گروه دومي با رهبري و ساختار جديد شكل بگيرد . در اين مواقع يك رهبر يا مدير اصلي بايستي روابط گروه هاي دوم ، سوم و ... را نظارت و هماهنگ نمايد .
- عوامل مهم ديگري به غير از اهداف گروه باعث جذب افراد مي شود . ارزشمندي اعضاي گروه و هزينه هاي وارده به فرد جديد است كه او را به ترجيح گروهي بر گروه ديگر وا مي دارد . در صورتي كه گروه براي بالا بردن ارزشمندي اعضا و پاداش هاي مادي و معنوي اعضايش تلاش نكند بعد ازچندي از هم مي پاشد .
- استفاده درست و به جا از ساختارهاي متمرگز و غير متمركز در اوايل شروع كار گروه و احيانا تصحيح شيوه ساختار در صورت لزوم . ساختارهاي متمركز (چرخي و Y شكل) و ساختارهاي غير متمركز (دايره اي و زنجيره اي ) و كاربرد آنها در صفحات قبل توضيح داده شد .
- آشنايي اعضا به خصوص رهبر گروه با فنون ارتباط موثر و زبان بدن بسيار مهم است . بسياري از نارضايتي ها از بي توجهي يا نا آگاهي از اين امر پيش مي آيد .
- افراد در گفتگوهاي خود با يكديگر هم برخورد عاطفي و هم برخورد عقلايي پيدا مي كنند . صحبت درباره مسايل مرتبط و غير مرتبط از عوامل بنيادي انسجام گروهي است ، به همين خاطر راه انداختن مباحثه ي جمعي كه همه در آن شركت كنند لازم است و متعاقب آن يك عقيده گروهي شكل مي گيرد .
- گروه در صورتي مي تواند در كار خود پيشرفت نمايد كه به يك اندازه در ارزيابي امور مربوط به خود و مبادله رفتار بين اعضا موفق باشد . در صورتي كه حركات و فعاليت كوچك وبزرگ اعضا ديده نشود و درباره ي آن ديگران مطلع نشوند ، ارزيابي درست صورت نگرفته و پيشرفت كار با ضعف همراه خواهد بود . از طرفي ديده نشدن كار افراد باعث سرخوردگي و عدم فعاليت ايشان در آينده خواهد شد .
- گروههايي كه تمام اعضاي آن روابط خيلي صميمي دارند و يا گروه هايي كه روابط افراد در آن فاصله دار است بيش از گروه هايي كه هردو نوع را مخلوط دارند كارا هستند .
از کتاب پویایی گروه دانلسون آر فورسایت . خلاصه برداری : آرش هنرآسا
چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385-20:5 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته

حسين يك درس بزرگتر از شهادتش به ما داده است و آن "نيمه تمام گذاشتن حج"! و به سوي شهادت رفتن است..... تا به همه حج گذاران تاريخ ، نماز گزاران تاريخ، مومنان به سنت ابراهيم ، بياموزد كه اگر امامت نباشد ،اگر رهبري نباشد ، اگر هدف نباشد، اگر حسين نباشد و اگر "يزيد" باشد، چرخيدن بر گرد خانه خدا با خانه بت مساوي است.
"گزيده ايي از كتاب حج به نوشته دكتر علي شريعتي"
جمعه بیست و نهم دی 1385-11:56 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته

· وظايف كلينيك مددكاري اجتماعي:
1. انجام مشاوره هاي تخصصي در زمينه مسائل خانوادگي ، اجتماعي،فرهنگي و تحصيلي.
2. انجام مداخله هاي موثر در بحران هاي خانوادگي ، فردي، اجتماعي.
3. انجام پژوهش هاي اجتماعي در زمينه هاي مداخلات اجتماعي در بخشهاي آسيب اجتماعي.
4. انجام فعاليت هاي مربوط به روان سنجي يا روان در ماني.
5. انجام فعاليت هاي مبني بر باز تئاني يا باز پروري افرادي كه به نحوي دچار آسيبهاي اجتماعي گرديده اند.( اعتياد،فرار دختران از خانه ، بزهكاري نوجوانان و جوانان و طلاق و... )
6. انجام فعاليت هاي توانبخشي اجتماعي جهت استفاده مراجعين با معلوليتهاي مختلف.
7. استفاده از منابع جامعه در جهت رفع مشكلات مراجعين در زمينه هاي مختلف .
8. تحويل پرونده هاي قابل باز توان از سازمان بهزيستي پس از لحاظ نمودن مراحل قانوني.
9. پيگيري هاي مددكاري در خصوص ايجاد اشتغال، مسكن،ترخيص موفق فرزندان شبانه روزي و يا خانواده هاي نيازمند.
10.پيگيري هاي مددكاري پرداخت فرانشيز هزينه هاي درماني بيماران نيازمند بستري.
11.آموزش مهارتهاي زندگي به گروه هاي سني مختلف.
12.بررسي و پيگيري امور كودكان و نوجوانان و خانواده هاي صدمه ديده از بلاياي طبيعي و غير طبيعي.
· گردش كاري:
1. مراجعه به مسئول پذيرش وارايه درخواست كتبي.
2. تشكيل پرونده و ثبت اطلاعات
3. ارجاع به مددكار اجتماعيو ارايه تشخيص اوليه و انجام مشاوره هاي تخصصي مددكاري كه در بالا ذكر شده است.
4. در صورت لزوم انجام فعاليت روانشناسي ،ارجاع به روانشناس كلينيك.
5. در صورت نياز به تكميل تشخيص مشكل از سوي مددكار اجتماعي ،انجام فعاليت هايي مبني بر بازديد منزل،مراجعه به محل كار و يا تحصيل و ... فرد مراجعه كننده به منظور جمع آوري اطلاعات.
6. ارايه طرح كمكي
7. پيگيري طرح كمكي ارايه شده و ارزيابي آن
گذري مختصر بر مددكاري اجتماعي و برخي مفاهيم آن
مدكاري اجتماعي:حرفه اي است مبتني بر دانش ، اصول ، مهارت و روشها با هدف كمك به افراد، گروهها و جامعه تا بتوانند با تكيه بر توانمنديهاي و امكانات موجود براي حل مشكل و يا رفع نياز خود اقدام نمايند و به استقلا ل نسبي و رضايت خاطر فردي دست يابند.
مراجع: كليه افرادي كه بر اثر عوامل مختلف فردي ، خانوادكي و اجتماعي قابليت ها و توانائيها ي حل مسئله در آنها كم شده به گونه اي كه امكان ادامه زندگي مستقل براي آنان فراهم نيست و نياز به حمايت و مداخله فرد متخصص براي حل مشكل دارند.
مراجع ممكن است از هر گروه سني و جنسي ، از هر قشري و با هر سطح تحصيلاتي، از هر طبقه ، منطقه ، قوم و نژاد و يا از هر دين و مذهب و مليتي باشد.
روشهاي مددكاري اجتماعي:
1. روشهاي مستقيم(چهره به چهره)
الف) مددكاري فردي يا كار با فرد: هنر كمك كردن به فرد به منظور پيشرفت و توسعه استعدادهاي نهفته وي و استفاده از آنها براي حل مسائل و مشكلاتي كه در محيط اجتماعي خود با آنها روبرو مي گردد.
ب) مددكاري گروهي يا كار با گروه : در اين روش گروهي از افراد كه مشكل مشترك دارند مراجع محسوب مي شوند. در كار گروهي هدف توانا كردن فرد و پيشرفت دادن نحوه انجام وظيفه و كاركرد اجتماعي فرد از طريق تجربه هاي آكاهانه و عمدي گروهي است.
ج) مددكاري جامعه ايي يا كار با جامعه : در اين روش مردم يك محله يا منطقه مراجع محسوب مي شوند كه براي رفع نياز يا مشكل مشترك بيشتر مردم يك منطقه يا محله با استفاده از توان آنها و امكانات موجود در جامعه و با بهره گيري از فنون برنامه ريزي اجتماعي منطقه ايي و محله ايي خدمات مددكار به مردم عرضه مي شود.
2. روشهاي غير مستقيم:
در اين روشها خدمات مددكاري به صورت چهره به چهره به مراجعان عرضه نمي شود بلكه نتايج حاصل از آنها براي بهبود اوضاع مراجعان موثر واقع مي شود:
الف) مديريت موسسات اجتماعي و سازمان بخشي آنها.
ب) تحقيقات اجتماعي.
ج) اقدام اجتماعي: در اين روش مددكار اجتماعي يافته هاي خود را درباره مشكلات يا نيازهاي گروههاي هدف، از طريق ارايه پيشنهاد ، تصئو يب قوانين ، تدوين برنامه هاي اجرايي در سطح كلان جامعه و ايجاد تسهيلات جديد به آنها ارايه مي نمايد.
مشكل :
مشكل در مدد كاري اجتماعي عاملي است كه كاركرد فرد را تحت تاثير قرار مي دهد و وضعيتي پديد مي اورد كه بدون حمايت و مداخله افراد متخصص و حرفه ايي از جمله مددكاران اجتماعي خروج از آن وضع يا بهبود آن دشوار يا حتي ميسر نباشد.
جمعه دهم آذر 1385-12:38 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته

خانم بودن به علاوه زندگی در ایران مساوی است با متلک شنیدن دایمی از آقایان . حال اگر خانم بر و رویی هم داشته باشد که متلک گویی ممکن است به واکنش های جسمی نیز منجر شود. در گروه مردان بودن گویی وادار می کند تا چنین باشی . وقتی از متلک گویان می پرسی که چرا چنین می کنی؟ می گویند که " کرم از خود درخته ، مگر نمی بینی که چطور خودش را درست کرده ". این پدیده منحصر به ایران نیست اما در ایران بسیار شایع تر است . از رکیک ترین حرف ها تا نگاه های آن چنانی و خیره ، همگی نشاندهنده ی ابزار ابتدایی و پستی برای ابراز تمایل به جنس مقابل بوده و تلاشی است دربیان احساسات و جلب توجه با شیوه ای نادرست . متلک گویان را عمومن دو دسته تشکیل می دهند :
اول . پسران مجرد در محدوده ی سنی 14 تا 25 سال که عزت نفس پایین و خودانگاره ی منفی داشته و عمده ی متلک گویان در این دسته قرار می گیرند . معمولن متلک گویی با میزان سواد و سن رابطه ی معکوس دارد .
دوم . مردانی که علیرغم تاهل و داشتن شریک جنسی همچنان متلک گویی به صورت مکرر و عادت در ایشان دیده می گردد .
مشخصه ی گروه اول بی قراری و شیفتگی می باشد که با سن بلوغ و بالا رفتن هورمون تستسترون آغاز می یابد . عدم آگاهی لازم و پیش بینی اشتباه از ارتباط با دختران از سویی و فشارهای محدود کننده ی اجتماع ...
آرش هنرآسا - آبان ۸۵
ادامه مطلب
جمعه بیست و ششم آبان 1385-19:41 | | بهــــار | گروه |لينک به نوشته


